شهید هدایــت نجــار کریمی

جنبــش دانـــش آمـــوزی استان مازندران

شهید هدایــت نجــار کریمی

جنبــش دانـــش آمـــوزی استان مازندران

شهید هدایــت نجــار کریمی

آنچه ملاحضه می فرمائید در مورد شهید والا مقام هدایت نجار کریمی از شهدای دانش آموز شهرستان چالوس می باشد که به همت اعضای جنبــش دانـــش آمـــوزی استان مازندران پژوهش و ارائه شده است . انشاءالله مورد قبول قرار گیرد.
نام پدر : رضا
تاریخ تولد : 1346/07/03
تاریخ شهادت : 1361/04/24
محل تولد : چالوس
گلزار شهدای مرزن اباد امام زاده خلیل چالوس
نحوه شهادت : تیر به قلب
محل شهادت : شلمچه - کوشک - عملیات رمضان
منتظر نظرات و پیشنهادات و اطلاعات شما هستیم.

بايگاني

۲ مطلب در مرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

ان تنصر الله ینصرکم و یثبت اقداکم

وصیتنامه شهید هدایت نجارکریمی


   اگر جسمم تکه تکه شد خوشا به سعادتم،ولی اگر چیزی از بدنم باقی ماند محل دفنم امام زاده خلیل، و وصیتم به مادرم این است که اگر مرا دوست دارد برایم هیچ ناراحت نشود.بعد از شهادتم مادر جان اگر من شهید شدم که میشوم ،نباید ناراحت بشوی زیرا من فقط  فرزند تو نبودم بلکه یکی از فرزندان اسلام  و جان فدایی امام امت خمینی کبیر بودم که به پاس خون شهدا به پا خواستم تا نگهبان خوبی برای اسلام باشم.مادر جان تا کی تماشا چی باشیم و نسبت به مسایُل بی تفاوت. مادر جان من راهم را انتخاب کردم .

وصیتم به برادرانم این است که راه مرا که همان اسلام عزیز است ادامه دهند تا دشمن خیال نکند که با شهید شدنم خانواده ام  را از پای در آورده است بلکه با اراده هرچه مصمم تر به جبهه ها بیایید تا جایم خالی نماند.

مادر جان من شهادتم را آغاز یک زندگی نوین همراه با سعادت ابدی می دانم ،پس چرا به سوی این سعادت ابدی نشتابم .مادر جان من مردانه می جنگم و مردانه شهید می شوم .آخر تا کی بنشینم در حالی که ابر قدرتها در هر زمان در صدد ضربه زدن به این انقلابند گاهی از سگ زنجیره ای خود مثل صدام و گاهی هم از منافقین داخلی استفاده میکنند تا به خیال خام خود انقلاب را از پای در آورند.مادر جان اگر چه نام من هدایت بود ولی با راه و روش سنت علی اکبر وارد میدان شدم  و علی اکبروارشمشیر خواهم زد  علی وار سخن خواهم گفت  حسین وار شهید خواهم شد.

      وصیتم به خواهرانم این است که مبادا بر سر و صورت خود بزنید که اصلاُ آنها را نمی بخشم بلکه با صبر خود مشتی محکم بر دشمن خوار زبون وارد کنند.برای امام امت این پیر مجاهد این ابر مرد خستگی ناپذیر این اعصای نجات ملل مستضعف دعا کنید.

                      

                                          التماس دعا فرزند کوچکت  

                                          هدایت نجار کریمی       

  

میثم میثم
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۰۷:۲۲ موافقين ۰ مخالفين ۰ ۰ نظر

زندگینامه شهید هدایت نجار کریمی

یکبار دیگر دست جنایتکار بعثی  صهیونیستی گلی از گلزار حسین را ، پرپر کرد.پاسدار شهید هدایت نجار کریمی که همواره در جهت اسلام گام بر میداشت و در همین رابطه به ندای رهبر کبیر انقلاب اسلامی  لبیک گفت و در جبهه های حق علیه باطل شرکت کرد و خلاصه در تاریخ 13/5/1361 در عملیات رمضان بدرجه رفیع شهادت نایل آمد. یادش گرامی.

   شهید هدایت نجار کریمی در سال 1343 در منطقه کلاردشت در روستای زیبای <<گوهرکلا>> در خانوادهای زحمتکش  و متقی دیده به جهان گشود .هدایت در همان دوران کودکی پدرش را از دست داد و بدین ترتیب تحت سرپرستی برادر بزرگش قرارگرفت ،امَا دیری نگذشت که برادر بزرگش را هم از دست داد و سرانجام تحت سرپرستی برادران دیگر خود قرار گرفت.

روح هدایت از همان ابتدا کنجکاو و صمیمی نا آرام ، پر خروش و حقیقت طلب بود و همواره در پی حقیقت و درستی گام بر می داشت .وی دوران ابتدایی خود را در همان محلهُ خود گزرانید و دورهُ راهنمایی خود را در قریه پردنگون که 5 کیلومتر با روستایش فاصله داشت گذرانید و بعد از پایان دوره راهنمایی برای ادامه دورهُ دبیرستان به چالوس آمدند. وی در این دوره وارد مرحله انقلاب و تب و تاب رسیدن به،وصال آزادی و رهایی از ظلم و تعدی بیگانگان گردید و طبعاً هدایت در راهپیماییها شرکت می نمود.

بعد از پیروزی انقلاب با فرمان تاریخی امام امت در مورد تشکیل ارتش بیست میلیونی بلافاصله در بسیج ثبت نام کردند و در ضمن در تشکیل انجمن اسلامی محله خود فعَالیتهای چشمگیری می کرد. وی  در این موقع حساس که مسعله جنگ مطرح بود لحظه ای آرام نمی نشست تا اینکه مقدمات اعزام به جبهه را در مرحله اول به کردستان فراحم آوردند.وی در آنجا رشادتهایی بیمانندی از خود نشان داد و بهمراهی واحد مخصوص خود ضربات مهلک و سختی را بر پیکر فرسوده ضد انقلاب در نواحی سردشت وارد و موفق به طرد ضد انقلابیون آمریکایی از منطقه گردیدند.هدایت بنا به خصوصیت اخلاقی خود هرگز به شعار بدون عمل  و توقف در یک مکان را جایز نمی شمرد و به همراهی برادر رزمنده خود دایُم در تکاپو و فعالیت های مختلف بود.هدایت پس موفقیت در این عملیات مداوم شکرگذار خداوند بود و دایُم به مادر خود می گفتند:آخر من تا کی اینجا بنشینم و تماشاچی باشم ،آخر من مسلمانم.

وی پس از 3 ماه در کردستان به اصرار برادرانش برای ادامه تحصیل به چالوس برگشت و بعد از یکسال درس خواندن علیرغم مساعی و تلاش فوق العاده باز هم روح نا آرام و ضمیر وسیع و روشنش راضی و قانع نمیگردید و هیچ عاملی او را از حرکت بسوی خدا باز نداشت.لذا در عملیات غرور آفرین رمضان شرکت جست و به آرزوی دیرینه خود که همانا لقاء ا... بود رسید.   

                                                                                            (روحش شاد)


میثم میثم
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۰۷:۲۱ موافقين ۰ مخالفين ۰ ۱ نظر